يك سرمايه‌گذار موفق مي گويد: «هنوز گاهي اوقات فكر مي‌كنم كه مي‌توانم بهتر از سيستم خود كار كنم، اما اين لغزش، به صورت خودكار با از دست دادن پول، اصلاح مي‌شود!»
او ادامه مي‌دهد: «براي من مهم است كه به سيستم خودم وفادار باشم. وقتي كه به آن پايبند نيستم... مرتكب خطا مي‌شوم.»
يك سرمايه‌گذار موفق و شناخته شده ديگر هم در اين باره مي‌گويد: «بعد از گذشت مدت‌ها، فكر مي‌كنم پيروي بي‌قيد و شرط از سيستم‌هاي خودم، بهترين كمك را به عملكرد من كرده است.»
بر اين اساس، بيشتر سرمايه‌گذاران موفق يك صدا معتقدند كه در سرمايه‌گذاري بايد از سيستم خود مصرانه پيروي كنيد.
در شرايطي كه سرمايه‌گذار بازنده دائما سيستم تصميم‌گيري خود را زير سوال مي‌برد، البته اگر سيستمي داشته باشد. او معيارها و اهدافش را براي توجيه كارهايش تغيير مي‌دهد.
دشواري‌هاي پيروي از سيستم سرمايه‌گذاري
كتاب 23 اصل موفقيت در بازار سهام هم در اين زمينه مي‌نويسد: جوئل، معامله‌گر سهام است و من چند سال پيش از طريق يك دوست مشترك با او آشنا شدم. او از يك سيستم تكنيكال كه بر اساس نشانه‌هاي خريد و فروش كامپيوتري استوار بود، استفاده مي‌كرد. او به من گفت كه گرچه پنج سال است كه از اين سيستم با موفقيت استفاده مي‌كند، اما در فروش سهام هنگامي كه سيستم به او فرمان چنين اقدامي را مي‌دهد، با مشكل روبرو است.
او گفت: «من هميشه به نشانه‌هاي فروش شك مي‌كنم و هميشه به دنبال دليلي مي‌گردم تا بدانم كه دليل ادامه افزايش ارزش سهام چيست. چند سال پيش تمام سهامي كه فروخته بودم و يا بايد مي‌فروختم را بررسي كردم و متوجه شدم كه شك من به سيستم خودم باعث از دست دادن مقدار زيادي پول شده است.»
از او پرسيدم: «حالا چطور؟ از تمام نشانه‌هاي فروش با دقت پيروي مي‌كني؟»
گفت: «بله، اما هنوز تقريبا بايد خودم را مجاب به انجام آن كنم. درست مثل اينكه چشمانم را مي‌بندم و با كارگزارم تماس مي‌گيرم.»
چرا جوئل در پذيرفتن نشانه‌هاي فروش سيستم خود مشكل داشت؟
هنگامي كه نشانه خريد را دريافت مي‌كرد، شركت را مورد بررسي قرار مي‌داد و تنها پس از ارزيابي اصول اساسي شركت، نشانه‌هاي خريد را مي‌پذيرفت. هنگامي كه زمان فروش مي‌رسيد در بيشتر موارد، اصول بنيادي شركت ظاهرا تغييري نكرده بود. تمام آن چيزهايي كه او درباره شركت مي‌دانست و مي‌توانست مشاهده كند با نشانه‌هاي فروش كامپيوتري در تضاد بودند، بنابراين در اجراي آن بي‌ميل بود. در ميانه راه او معيارهاي خود را از نشانه‌هاي تكنيكي فروش كه مي‌دانست خوب كار مي‌كند، به نشانه‌هاي بنيادي فروش كه حس بهتري به آنها داشت تغيير مي‌داد، و دقيقا همينجا اشتباه خود را مرتكب مي‌شد!
او اكنون متوجه شده است كه چقدر از اين طريق متضرر شده و هنگامي كه دستور فروش دريافت مي‌كند، او خود را مجاب كرده تا ديگر اطلاعات بنيادي را بررسي نكند. با اينكه سيستم او در بيشتر موارد درست عمل مي‌كند، اما تمايل ذاتي او در بكار‌گيري اصول بنيادي، باعث مي‌شود تا او هر از گاهي به سيستم خود شك كند. همچون اغلب مردم، او نيز مجبور است روند اغواكننده بازار را مشاهده كند. اما برخلاف اغلب مردم، معمولا مي‌تواند در مقابل آن مقاومت كند.
متناسب با شخصيت خود تصميم بگيريد