بطور خلاصه، حجم عبارت است از تعداد معاملات خريد و فروش كه در يك بازه زماني{مثلا يك روز كاري} انجام ميشود. بدليل اينكه حتي الگوهاي معتبر و قابل اطمينان، ممكن است گاهي درست از آب در نيايند، حجم معاملات مي‌تواند بعنوان ابزار ديگري براي تشخيص آنچه در بازار اتفاق مي‌افتد، و بويژه آنچه در الگوها اتفاق مي‌افتد، بكار رود.{يعني از ابزار حجم معاملات براي تصديق و يا مردود دانستن الگوهاي نموداري مختلف استفاده كنيم}
اعتقاد بر اين است كه حجم مي‌بايست در جهت قيمت افزايش پيدا كند. اگر روند غالب قيمت به طرف بالاست، حجم مي‌بايست در روزهاي مثبت سنگين‌تر(بيشتر) و در روزهاي منفي سبكتر(كمتر) باشد. اين قضيه از نگاه عقل و منطق نيز درست بنظر ميرسد چون در روند صعودي، تعداد خريداران مي‌بايست بيشتر از تعداد فروشندگان باشد و در روند نزولي قيمت، تعداد فروشندگان بيشتر از تعداد خريداران است. اگر زماني حجم معاملات شروع به كم شدن كند، اين ميتواند اخطاري باشد مبني بر اينكه روند، قوت و رمق خود را از دست مي‌دهد و ممكن است بزودي تثبيت قيمت{ايست روند-Consolidation} يا شايد يك الگوي برگشت قيمت{Reversal Pattern} اتفاق بيفتد.
اگر در نمودار قيمت سهمي تابحال روند صعودي قيمت را داشته ايد و حالا شاهد حجم معاملات بيشتري روي افت هاي موضعي قيمت{حفره - Dip} هستيد(در مقايسه با حجم معاملات روي قطعات افزايش قيمت-Rally) ميتوان اين موضوع را زنگ خطري مبني بر كمرنگ شدن قدرت خريداران و قويتر شدن جناح فروشندگان دانست.
{توضيح: معمولا به افت هاي موضعي قيمت (dip) گفته ميشود كه معمولا در يك روند صعودي اتفاق مي افتد.}


به قطعات با شيب مثبت رو به بالا رالي(Rally) گفته ميشود. رالي ها معمولا پس از حفره(dip) ها اتفاق مي افتند. رالي ها در روند نزولي كوتاه و در روندهاي صعودي بلندترند.

عكس اين حالت نيز در روند نزولي قيمت درست است. اگر حجم معاملات روي قطعات نزولي{كه در اثر فروش هاي عمده بوجود ميايند} شروع به كم شدن كند و معاملات بيشتري روي رالي ها اتفاق بيافتد، نشانگر اينست كه روند قيمت مورد ترديد واقع شده و خريداران شروع به مطرح كردن نقش خود كرده‌اند. حالتي كه حجم معاملات در جهت عكس قيمت حركت مي‌كند، واگرايي(Divergence) ناميده مي‌شود.